برابر‌های واژه الزاما به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

الزاما

برابر‌های پارسی

به‌بایستگی، بایستانه، از روی ناچاری، ناچار، ناگزیر

واژه «الزاما» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «به‌بایستگی، بایستانه، از روی ناچاری، ناچار، ناگزیر» می‌باشد.

به جای «الزاما» بگوییم «به‌بایستگی، بایستانه، از روی ناچاری، ناچار، ناگزیر»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
از روی ناچاری
ačārakihā
ناچار
ačār | ačārīk
ناگزیر
avičīrišnīk
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
ناچار
ночор
ناگزیر
ногузир

برابرها در شاهنامه

به‌بایستگی

جهان را چو باران به بایستگی

به بایستگی هم به شایستگی

ناچار

بجستند ناچار پیوند او

بدیدند رفتند ناچار پیش

بجنبید ناچار دیگر سپاه

بکوشیم ناچار یک دست نیز

ببینید ناچار ما را براه

ناگزیر

بر آن محضر اژدها ناگزیر

یکی راه پیش آمدش ناگزیر

که کاری گزاینده بد ناگزیر

بباید ترا دیدن آن ناگزیر

که ما را کنون جنگ شد ناگزیر

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

واژهٔ بخت‌آورد

مضیقه

چم: تَنگنا

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید