برابر‌های واژه کبرسن به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

کبرسن

برابر‌های پارسی

سالخوردگی، پیری

واژه «کبرسن» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «سالخوردگی، پیری» می‌باشد.

به جای «کبرسن» بگوییم «سالخوردگی، پیری»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
سالخوردگی
zarmān
پیری
pīrīh | zarmān | zarmānīha | zarvān
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
پیری
пирӣ

برابرها در شاهنامه

پیری

جوان را بود روز پیری امید

ز پیری همه ساله ترسان بدم

یکی گنده پیری شد اندر کمند

جهانی ز پیری شده نوجوان

جوانی و پیری به نزدیک مرگ

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

واژهٔ بخت‌آورد

خاطر جمع

چم: آسوده دل

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید