برابرهای واژه کهولت به پارسی
← جستن واژهای دیگرکهولت
برابرهای پارسی
سالخوردگی، سالمندی، پیری، جاافتادگی، کهنسالی، بزرگسالی، ریشسپیدی، ریشسفیدی
واژه «سالخوردگی، سالمندی، پیری، جاافتادگی، کهنسالی، بزرگسالی، ریشسپیدی، ریشسفیدی» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «سالخوردگی، سالمندی، پیری، جاافتادگی، کهنسالی، بزرگسالی، ریشسپیدی، ریشسفیدی» میباشد.
به جای «کهولت» بگوییم «سالخوردگی، سالمندی، پیری، جاافتادگی، کهنسالی، بزرگسالی، ریشسپیدی، ریشسفیدی»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
پیری
جوان را بود روز پیری امید
ز پیری همه ساله ترسان بدم
یکی گنده پیری شد اندر کمند
جهانی ز پیری شده نوجوان
جوانی و پیری به نزدیک مرگ
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید