برابرهای واژه مورب به پارسی
جستن واژهای دیگرمورب
برابرهای پارسی
کژ، خمیده، اُریب، اُریبانه
واژه «مورب» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «کژ، خمیده، اُریب، اُریبانه» میباشد.
به جای «مورب» بگوییم «کژ، خمیده، اُریب، اُریبانه»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
کژ
همی کژ دانست گفتار او
یکی کژ و ناخوب چاره گزید
همی کژ دانست بازار خویش
از افراز چون کژ گردد سپهر
مکن کژ ابر خیره بر کار راست
خمیده
بینداخت از باد خمیده خام
عمودی خمیده بزد بر برش
هم آن چوب خمیده بد ساز جنگ
چو باریک و خمیده شد پشت ماه
از اندیشه خمیده شد پشت ماه
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: بازی ناشونده