برابر‌های واژه مفتول به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

مفتول

برابر‌های پارسی

تابدار، پیچیده

واژه «تابدار، پیچیده» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «تابدار، پیچیده» می‌باشد.

به جای «مفتول» بگوییم «تابدار، پیچیده»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
پیچیده
pēčītak | vartēn | vašt
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
تابدار
тобдор
مفتول
мафтул
پیچیده
печида

برابرها در شاهنامه

پیچیده

که چون مرغ پیچیده بودم بدام

سر از راه پیچیده و داد نه

که از داد پیچیده دارد روان

برما فرست آنک پیچیده‌اند

که پیچیده بد رستم از شهریار

تابدار

نیامد بزخم اندرون تابدار

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید