برابر‌های واژه غامض به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

غامض

برابر‌های پارسی

سخت، دشوار، پیچیده

واژه «سخت، دشوار، پیچیده» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «سخت، دشوار، پیچیده» می‌باشد.

به جای «غامض» بگوییم «سخت، دشوار، پیچیده»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
دشوار
dušvār | dušxvār | dužvār
سخت
saxt | razēn | društ | dušvār | garān | staft | drang | škaftak
پیچیده
pēčītak | vartēn | vašt
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
دشوار
душвор
سخت
сахт
غامض
ғомиз
پیچیده
печида

برابرها در شاهنامه

سخت

بخورد و برو آفرین کرد سخت

به دشنام زشت و به آواز سخت

بران گونه ضحاک را بسته سخت

یکی سخت پیمان ستد زو نخست

یکی سخت پیمانت خواهم نخست

دشوار

که پوینده را راه دشوار گشت

که آن آرزو بر تو دشوار نیست

بدین راه دشوار با باد و گرد

که رخشنده دشوار شایدش کرد

بسازیم و این کار دشوار نیست

پیچیده

که چون مرغ پیچیده بودم بدام

سر از راه پیچیده و داد نه

که از داد پیچیده دارد روان

برما فرست آنک پیچیده‌اند

که پیچیده بد رستم از شهریار

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید