برابرهای واژه معطل به پارسی
← جستن واژهای دیگرمعطل
برابرهای پارسی
مانده، سرگردان، درنگ، چشم به راه، بیکاره
واژه «مانده، سرگردان، درنگ، چشم به راه، بیکاره» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «مانده، سرگردان، درنگ، چشم به راه، بیکاره» میباشد.
به جای «معطل» بگوییم «مانده، سرگردان، درنگ، چشم به راه، بیکاره»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
مانده
جهانی بدو مانده اندر شگفت
به رنج درازست مانده شگفت
چو ما ماندهایم ای شه رادمرد
شگفت اندرو مانده بد زال زر
ازان رفته نام و بدین مانده بخت
درنگ
زمانه ندادش زمانی درنگ
نبد جنگشان را فراوان درنگ
یکایک ندادش زمانی درنگ
شتابیدن آید به روز درنگ
نشاید درنگ اندرین کار هیچ
چشم به راه
به راه سواران نهاده دو چشم
روانم ترا چشم دارد به راه
پدر چشم دارد همانا به راه
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید