برابر‌های واژه معاش به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

معاش

برابر‌های پارسی

زندگی، زندگانی، روزی زیِشگذران، زیست

واژه «معاش» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «زندگی، زندگانی، روزی زیِشگذران، زیست» می‌باشد.

به جای «معاش» بگوییم «زندگی، زندگانی، روزی زیِشگذران، زیست»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
زندگی
ahu | axv | zindakīh | zīvandakīh | zīvišn | zīyišn | zīvišnīh | zīvišnōmandīh
زندگی
zatārīh
زیست
zīvišn
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
زندگانی
зиндагонӣ
زندگی
зиндагӣ
زیست
зист
معاش
маош

برابرها در شاهنامه

زندگی

وزان زندگی کام جوید همی

همه زندگی مرگ پنداشتند

پس از زندگی دوزخ آیین بود

که خود جاودان زندگی را سزی

همی مرگ جوید بدان زندگی

زندگانی

چه باید همه زندگانی دراز

همه زندگانی برو ناخوشست

اگر باشدم زندگانی دراز

اگر زندگانی بود دیریاز

نباشد مرا زندگانی دراز

زیست

که چون زیست خواهم من ایدر نوان

چنان زیست باید که یزدان بکشت

چنان زیست باید که یزدان سرشت

چنان بازگشتند آن کس که زیست

بباید به کوری و ناکام زیست

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

واژهٔ بخت‌آورد

سرتیفیکیت

چم: پروانه

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید