برابر‌های واژه مستطیع به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

مستطیع

برابر‌های پارسی

توانمند، توانگر

واژه «مستطیع» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «توانمند، توانگر» می‌باشد.

به جای «مستطیع» بگوییم «توانمند، توانگر»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
توانگر
tuwāngar
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
توانگر
тавонгар

برابرها در شاهنامه

توانگر

توانگر شد از داد و از ایمنی

سپه سر به سر زان توانگر شدند

توانگر بد و بومش آباد بود

همه لشکرت را توانگر کنم

کسی کو بدانش توانگر بود

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید