برابرهای واژه قادر به پارسی
← جستن واژهای دیگرقادر
برابرهای پارسی
نیرومند، شایسته، توانمند، توانا بودن، توانا، آماده
واژه «قادر» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «نیرومند، شایسته، توانمند، توانا بودن، توانا، آماده» میباشد.
به جای «قادر» بگوییم «نیرومند، شایسته، توانمند، توانا بودن، توانا، آماده»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
توانا
توانا بود هر که دانا بود
چو دانا توانا بد و دادگر
توانا بود آشکار و نهان
توانا و دانا و دارنده اوست
برزم دلیران توانا بود
آماده
سپهبد بهر چاره آماده دل
شایسته
زبان چرب و شایستهٔ کار نغز
سه فرزند شایستهٔ تاج و گاه
یکی شاخ شایسته آمد به بر
کمینگاه را جای شایسته دید
که شایستهٔ جنگ شیران منم
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید