برابر‌های واژه دولتمند به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

دولتمند

برابر‌های پارسی

توانگر

واژه «توانگر» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «توانگر» می‌باشد.

به جای «دولتمند» بگوییم «توانگر»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
توانگر
tuwāngar
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
توانگر
тавонгар
دولتمند
давлатманд

برابرها در شاهنامه

توانگر

توانگر شد از داد و از ایمنی

سپه سر به سر زان توانگر شدند

توانگر بد و بومش آباد بود

همه لشکرت را توانگر کنم

کسی کو بدانش توانگر بود

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید