برابر‌های واژه مساعد به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

مساعد

برابر‌های پارسی

یاور، یارمند، فریادرس

واژه «مساعد» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «یاور، یارمند، فریادرس» می‌باشد.

به جای «مساعد» بگوییم «یاور، یارمند، فریادرس»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
فریادرس
matfrayāt
فریادرس (به فریاد رسیدن)
frayātītan
مساعد
frayātišnīk
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
فریادرس
фарёдрас
مساعد
мусоид
یارمند
ёрманд
یاور
ёвар

برابرها در شاهنامه

یارمند

گر ایدونک یزدان بود یارمند

بدین کار باشم ترا یارمند

مرا گر شوید اندرین یارمند

ار ایدونک باشی مرا یارمند

چو باشید با من بدین یارمند

فریادرس

سپاس از جهاندار فریادرس

نبینیم شاها تو فریادرس

کنون گر نباشی تو فریادرس

نباشد به هر کار فریادرس

نباشد ورا یار و فریادرس

یاور

بخواهد سپه یاور از شاه خویش

سپه خواه و یاور ز سالار خویش

چو یاور نبودش ز نزدیک و دور

بدان کار بایسته یاور شدند

همان جنگ را یاور آمد ز هند

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید