برابرهای واژه مساعد به پارسی
جستن واژهای دیگرمساعد
برابرهای پارسی
یاور، یارمند، فریادرس
واژه «مساعد» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «یاور، یارمند، فریادرس» میباشد.
به جای «مساعد» بگوییم «یاور، یارمند، فریادرس»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
فریادرس
سپاس از جهاندار فریادرس
نبینیم شاها تو فریادرس
کنون گر نباشی تو فریادرس
نباشد به هر کار فریادرس
نباشد ورا یار و فریادرس
یاور
بخواهد سپه یاور از شاه خویش
سپه خواه و یاور ز سالار خویش
چو یاور نبودش ز نزدیک و دور
بدان کار بایسته یاور شدند
همان جنگ را یاور آمد ز هند
یارمند
گر ایدونک یزدان بود یارمند
بدین کار باشم ترا یارمند
مرا گر شوید اندرین یارمند
ار ایدونک باشی مرا یارمند
چو باشید با من بدین یارمند
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: فرمانروایی، سری، پادشاهی