برابر‌های واژه خلیل به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

خلیل

برابر‌های پارسی

یاور، یار، دوست

واژه «خلیل» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «یاور، یار، دوست» می‌باشد.

به جای «خلیل» بگوییم «یاور، یار، دوست»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
دوست
dōst | hax | hūmitr | brātak | ham brāt | ham brātak | yār | adiyār | ērmān | franāftār | hambāγ | hamrās
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
خلیل
халил
دوست
дуст
دوست
дӯст
یار
ёр
یاور
ёвар

برابرها در شاهنامه

یار

شوم غرقه دارم دو یار وفی

جوانیش را خوی بد یار بود

نباید ز گیتی ترا یار کس

بی‌آزاری و راستی یار بس

تو با او به نیک و به بد یار باش

دوست

به شهرم یکی مهربان دوست بود

چنان بر دل هر کسی بود دوست

پدید آمد آوای دشمن ز دوست

نهانی ندانم ترا دوست کیست

و گر دوست خوانی نبینیش چهر

یاور

بخواهد سپه یاور از شاه خویش

سپه خواه و یاور ز سالار خویش

چو یاور نبودش ز نزدیک و دور

بدان کار بایسته یاور شدند

همان جنگ را یاور آمد ز هند

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

واژهٔ بخت‌آورد

منحنی شدن

چم: خَمیدَن

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید