برابرهای واژه مرتعش به پارسی
جستن واژهای دیگرمرتعش
برابرهای پارسی
تراتپنده، لرزان، لرزنده، جُنبان
واژه «مرتعش» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «تراتپنده، لرزان، لرزنده، جُنبان» میباشد.
به جای «مرتعش» بگوییم «تراتپنده، لرزان، لرزنده، جُنبان»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
جنبان
زمین جنب جنبان چو دریای نیل
سپه جنب جنبان شد و روز تار
تو گفتی که شد جنب جنبان زمین
گر از باد جنبان شود کوه خار
چو شد گیو جنبان بزین اندرون
لرزنده
پدروار لرزنده بر جان او
که بودند لرزنده بر جان تو
لرزان
نوان لرز لرزان به کردار بید
برون آوریدند لرزان چو بید
که لرزان شد آن خانهٔ صدستون
خروشید و برجست لرزان ز جای
بپژمرد و برخاست لرزان ز جای
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: دما