برابرهای واژه متنفذ به پارسی
جستن واژهای دیگرمتنفذ
برابرهای پارسی
نیرومند، فراگیر، رخنه کننده، چیره، توانا
واژه «متنفذ» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «نیرومند، فراگیر، رخنه کننده، چیره، توانا» میباشد.
به جای «متنفذ» بگوییم «نیرومند، فراگیر، رخنه کننده، چیره، توانا»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
توانا
توانا بود هر که دانا بود
چو دانا توانا بد و دادگر
توانا بود آشکار و نهان
توانا و دانا و دارنده اوست
برزم دلیران توانا بود
چیره
یکی پاک دل مرد چیرهزبان
که بسیاردان است و چیره زبان
چرا بر دلت چیره شد رای دیو
چو چیره شدی بیگنه خون مریز
چنین چیره دست ترکان بجنگ
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: خیمِگان (ethics)