برابرهای واژه باظرفیت به پارسی
← جستن واژهای دیگرباظرفیت
برابرهای پارسی
بردبار، شکیبا، خویشتندار، توانا، پذیرنده
واژه «بردبار، شکیبا، خویشتندار، توانا، پذیرنده» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «بردبار، شکیبا، خویشتندار، توانا، پذیرنده» میباشد.
به جای «باظرفیت» بگوییم «بردبار، شکیبا، خویشتندار، توانا، پذیرنده»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
بردبار
جوان و پسندیده و بردبار
خنک مرد بخشنده و بردبار
گهی بردبار و گهی رازدار
چو نیکی کنش باشی و بردبار
نباشد سرش تیز و نا بردبار
خویشتندار
بجان و تن خویشتن دار گوش
توانا
توانا بود هر که دانا بود
چو دانا توانا بد و دادگر
توانا بود آشکار و نهان
توانا و دانا و دارنده اوست
برزم دلیران توانا بود
شکیبا
شکیبا فراوان بتوران بدن
شکیبا کنم جان لهراسپ را
شکیبا ز لشگر هرانکس که دید
که ما را شکیبا مکن بر زیان
شکیبا نبد مرغ فرمانروا
پذیرنده
پذیرندهٔ هوش و رای و خرد
پذیرندهٔ مردم پارسا
همه دین پذیرنده از شهریار
پذیرنده باش و بدل هوش دار
چوفرمان پذیرنده باشد پسر
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید