برابرهای واژه فضله به پارسی
← جستن واژهای دیگرفضله
برابرهای پارسی
سِرگین، بازمانده
واژه «سِرگین، بازمانده» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «سِرگین، بازمانده» میباشد.
به جای «فضله» بگوییم «سِرگین، بازمانده»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
بازمانده (نواده)
napat
بازمانده (باقی مانده)
parrēčānīk | parrēčišn | parrēxt | frēč
سرگین
sargīn | sargīnak | sargūn
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
بازمانده
бозмонда
سرگین
саргин
فضله
фазла
برابرها در شاهنامه
سرگین
گر این اسپ سرگین و آب افگند
تو گفتی که سرگین این بارگی
بیاور که سرگین کشد بر کنار
برون کرد و سرگین بدو کرد پاک
ز سرگین و زربفت و دستار و خشت
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید
بخشهای دیگر