برابر‌های واژه فترت به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

فترت

برابر‌های پارسی

ناتوانی، گسستگی، کندی، فروهشتگی، سستی

واژه «ناتوانی، گسستگی، کندی، فروهشتگی، سستی» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «ناتوانی، گسستگی، کندی، فروهشتگی، سستی» می‌باشد.

به جای «فترت» بگوییم «ناتوانی، گسستگی، کندی، فروهشتگی، سستی»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
سستی
akārīh | armēštīh | mōšīh | sustīh
ناتوانی
anātāvīh | apātiyāvandakīh | apātiyāvandīh | apatūtakīh | atuwānīh | atuwānīkīh | mōšīh | nizārīh | kam zōrīh
گسستگی
vistāndakīh | visistakīh | visustakīh | visānišn | visānišnīh
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
سستی
сустӣ
فترت
фатрат
ناتوانی
нотавонӣ
کندی
кундӣ
گسستگی
гусастагӣ

برابرها در شاهنامه

سستی

مکن سستی اندر گه کارزار

به سستی رسید این ازان آن ازین

اگر جنگ سازد تو سستی مکن

ز سستی مرا بر زمین برنشاند

اگر سستی آرید یک تن به جنگ

کندی

به کندی زدی پیش بیداد گام

وگرنه به کندی سرش را ز بار

پسش بیژن گیو کندی گرفت

تو کندی دل و مغز دیو سپید

فریب زمان جوی و کندی مکن

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید