برابر‌های واژه غذای به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

غذای

برابر‌های پارسی

خورش، خوردنی، خوراکی، خوراک

واژه «خورش، خوردنی، خوراکی، خوراک» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «خورش، خوردنی، خوراکی، خوراک» می‌باشد.

به جای «غذای» بگوییم «خورش، خوردنی، خوراکی، خوراک»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
خوراک
xvārišn | xvarišnīh | xvar | pihn | āš
خوراکی
xvar | xvārgōn
خوردنی
xvartīk | xvartār | xvārēn
خورش
xvārišn | žūyišn
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
خوراک
хӯрок
خوراکی
хӯрокӣ
خوردنی
хӯрданӣ
خورش
хӯриш

برابرها در شاهنامه

خورش

که پوشیدنی نو بد و نو خورش

خورش کردشان سبزه و کاه و جو

به گاه خورش سرزنش نشنوند

ز بهر خورش جایگه ساختش

کلید خورش خانهٔ پادشا

خوردنی

چو از شیر آمد سوی خوردنی

ترا خوردنی هست و آب روان

که تن یابد از خوردنی پرورش

ازو خوردنی خواست رستم نخست

به هر منزلی ساخته خوردنی

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید