برابر‌های واژه اکل به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

اکل

برابر‌های پارسی

خورش، خوردن، بار

واژه «خورش، خوردن، بار» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «خورش، خوردن، بار» می‌باشد.

به جای «اکل» بگوییم «خورش، خوردن، بار»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
بار (دفعه)
kart | gart | bār | ǰāvar | pardak | partake | rīn | vīn
بار
bār | bunak
خوردن
xvartan | xvārītan | xvārtan | ǰūtan | ǰōyišn | žūtan | gōvārïtan
خوردن (قابل خوردن)
xvārēn | xvarišnīk
خورش
xvārišn | žūyišn
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
اکل
акл
بار
бор
خوردن
хӯрдан
خورش
хӯриш

برابرها در شاهنامه

بار

همه خواسته بر شتر بار کرد

بیامد در بار دادن ببست

خروشید و بار غریبان ببست

در گنج بگشای و بربند بار

تنش خون خورد بار کین آورد

خوردن

همه روزه بسته ز خوردن دو لب

که فردا ز خوردن چه سازد شگفت

تن آسانی و خوردن آیین اوست

که روز و شب آرام و خوردن مجوی

مرا باده خوردن نیاید به کار

خورش

که پوشیدنی نو بد و نو خورش

خورش کردشان سبزه و کاه و جو

به گاه خورش سرزنش نشنوند

ز بهر خورش جایگه ساختش

کلید خورش خانهٔ پادشا

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید