برابر‌های واژه علامت به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

علامت

برابر‌های پارسی

نشانه، نشان

واژه «علامت» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «نشانه، نشان» می‌باشد.

به جای «علامت» بگوییم «نشانه، نشان»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
علامت
čihr | nišān | mārīk
نشان
nišān | daxšak | čihr | čihrak | mārik | drōšom
نشانه
drōš | drōšom
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
علامت
аломат
نشان
нишон
نشانه
нишона

برابرها در شاهنامه

نشانه

نشانه نهادند چون روز جنگ

نشانه نباید که خم آورد

نشانه دوباره به یک تاختن

همی گفت و آن را نشانه نمود

نشانه بنه زان نشان کت هواست

نشان

ز نام و نشان و گمان برترست

نه زو زنده بینم نه مرده نشان

نشان فریدون بگرد جهان

به برگشتن کارت آمد نشان

نشان یافت جندل مر اورا درست

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

واژهٔ بخت‌آورد

مکاتب

چم: اَندیشگاهان

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید