برابرهای واژه علامت به پارسی
← جستن واژهای دیگرعلامت
برابرهای پارسی
نشانه، نشان
واژه «نشانه، نشان» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «نشانه، نشان» میباشد.
به جای «علامت» بگوییم «نشانه، نشان»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
علامت
čihr | nišān | mārīk
نشان
nišān | daxšak | čihr | čihrak | mārik | drōšom
نشانه
drōš | drōšom
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
علامت
аломат
نشان
нишон
نشانه
нишона
برابرها در شاهنامه
نشان
ز نام و نشان و گمان برترست
نه زو زنده بینم نه مرده نشان
نشان فریدون بگرد جهان
به برگشتن کارت آمد نشان
نشان یافت جندل مر اورا درست
نشانه
نشانه نهادند چون روز جنگ
نشانه نباید که خم آورد
نشانه دوباره به یک تاختن
همی گفت و آن را نشانه نمود
نشانه بنه زان نشان کت هواست
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید
بخشهای دیگر