برابرهای واژه اکلیل به پارسی
← جستن واژهای دیگراکلیل
برابرهای پارسی
گوهرنشان، زراب، دیهیم، جامِ گُل
واژه «اکلیل» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «گوهرنشان، زراب، دیهیم، جامِ گُل» میباشد.
به جای «اکلیل» بگوییم «گوهرنشان، زراب، دیهیم، جامِ گُل»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
گوهرنشان
gōhr pēsīt | pēsīt | pēsītak | pistak
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
اکلیل
иклил
دیهیم
дайҳим
گوهرنشان
гавҳарнишон
برابرها در شاهنامه
دیهیم
که بود آنکه دیهیم بر سر نهاد
همی تخت و دیهیم کی شاه جست
بزرگی و دیهیم شاهی مراست
بزرگی و دیهیم و گنج و سپاه
چنان چون بود مرد دیهیم جوی
جام گل
می و جام و بویا گل و میگسار
همی داد گل جام می را درود
می سرخ و جام از گل شنبلید
می سرخ و جام و گل و شنبلید
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید
بخشهای دیگر