برابرهای واژه عبور کردن به پارسی
← جستن واژهای دیگرعبور کردن
برابرهای پارسی
گذشتن، گذاردن، رَفتَن
واژه «گذشتن، گذاردن، رَفتَن» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «گذشتن، گذاردن، رَفتَن» میباشد.
به جای «عبور کردن» بگوییم «گذشتن، گذاردن، رَفتَن»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
رفتن
raftan | rōwtan | šutan | vitartan | rēčītan | dwāristan | dwārītan | dwārišn. vāzītan | franāftan | nīdvārišn | šavišn
رفتن (سبب رفتن شدن)
raftēnītan
عبور کردن
vitaran | vitaštan | vitāstan | vitīrītan
عبور کردن (دارای معبر خوب بودن)
hūvitargīh
عبور کردن (دارای معبر بودن)
vitargīh
گذاردن
hištan | vizārtan
گذشتن
sačītan | šutan | vitartan | vitšrtan | vitaštan | vitīrītan | vitirtan | uzītan | sazistan
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
رفتن
рафтан
گذشتن
гузаштан
برابرها در شاهنامه
رفتن
کمر بستن و رفتن شاهوار
فریدون سبک ساز رفتن گرفت
از آن رفتن جندل و رای خویش
مرا خود ز گیتی گه رفتن است
پس از رنج رفتن ز جای سپنچ
گذشتن
نیارد گذشتن ز پیمان اوی
نیارد گذشتن به روز نبرد
نیارد گذشتن به سر برش ابر
نیارد گذشتن به سر بر عقاب
چو گاه گذشتن بود بگذریم
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید
بخشهای دیگر