برابر‌های واژه حراف به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

حراف

برابر‌های پارسی

سخنور، پرگو، پرسخن

واژه «سخنور، پرگو، پرسخن» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «سخنور، پرگو، پرسخن» می‌باشد.

به جای «حراف» بگوییم «سخنور، پرگو، پرسخن»

برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
سخنور
суханвар

برابرها در شاهنامه

پرسخن

زبان پرسخن دل پر از کین و زهر

کنون پرسخن مغزم اندیشه کرد

بیامد یکی پرسخن کفشگر

سرش پرسخن گشت و گویا زبان

نهان پرسخن تا درشهریار

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید