برابر‌های واژه عبد به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

عبد

برابر‌های پارسی

بنده، پَرَستَنده

واژه «بنده، پَرَستَنده» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «بنده، پَرَستَنده» می‌باشد.

به جای «عبد» بگوییم «بنده، پَرَستَنده»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
بنده
bandak | ērmān
پرستنده
parast | parastak | parastišn-kar | yazak | yazišn-kar
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
بنده
банда
عبد
абд
پرستنده
парастанда

برابرها در شاهنامه

بنده

منم بندهٔ اهل بیت نبی

به دست یکی بنده بر کشته شد

به ایران و توران ورا بنده‌اند

که آزاده را کاهلی بنده کرد

که چون بنده در پیش فرزند تو

پرستنده

پرستنده باشی و جوینده راه

ز گیتی پرستندهٔ فر و نصر

پرستنده را جایگه کرد کوه

پرستنده با او ببردی چراغ

پرستنده کردیش بر پیش خویش

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید