برابر‌های واژه ظرف به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

ظرف

برابر‌های پارسی

(=container) گُنجار؛ (=vessel) آوَند؛ (=jar) کوزه؛ سَوین، باردان، گَویس، باهار، خَنور، تابه، تابَک؛ (ظرفِ مُدَّت) دَر چَند بازهٔ، پَس اَز چَند

واژه «(=container) گُنجار؛ (=vessel) آوَند؛ (=jar) کوزه؛ سَوین، باردان، گَویس، باهار، خَنور، تابه، تابَک؛ (ظرفِ مُدَّت) دَر چَند بازهٔ، پَس اَز چَند» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «(=container) گُنجار؛ (=vessel) آوَند؛ (=jar) کوزه؛ سَوین، باردان، گَویس، باهار، خَنور، تابه، تابَک؛ (ظرفِ مُدَّت) دَر چَند بازهٔ، پَس اَز چَند» می‌باشد.

به جای «ظرف» بگوییم «(=container) گُنجار؛ (=vessel) آوَند؛ (=jar) کوزه؛ سَوین، باردان، گَویس، باهار، خَنور، تابه، تابَک؛ (ظرفِ مُدَّت) دَر چَند بازهٔ، پَس اَز چَند»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
تابه
tāpak | brēzan
ظرف
dēg | dīg | patiš-xvār | tišt | duwrak | yāmak
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
باردان
бордон
تابه
тоба
ظرف
зарф

برابرها در شاهنامه

پس از چند

پس از چند گه مای بیمار شد

تابه

ازان پیشتر تابه قارن رسید

بیامد سپه تابه آب فرات

بدان تابه راه آیدت نیم راه

مزن هم چنان تابه ماندت نام

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید