برابر‌های واژه طرز عمل به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

طرز عمل

برابر‌های پارسی

کارکرد، شیوه کار، شِگردکار، روش کار، روش

واژه «کارکرد، شیوه کار، شِگردکار، روش کار، روش» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «کارکرد، شیوه کار، شِگردکار، روش کار، روش» می‌باشد.

به جای «طرز عمل» بگوییم «کارکرد، شیوه کار، شِگردکار، روش کار، روش»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
روش
rawišn | rōwišn | rōwišnī | ētōnīh | barhmak | gōn | gōnak | hangōšītak | mang | rastak | rastakī | ristak
روش (به روش دائمی)
hamē rawišnīhā
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
روش
равиш
کارکرد
коркард

برابرها در شاهنامه

کارکرد

پسندیده اندر همه کارکرد

ندارد همی توشهٔ کارکرد

بدیشان چنین گفت کاین کارکرد

ازیشان پسند آمدش کارکرد

نگه کن کزین بیهده کارکرد

روش

نباشد ازین یک روش راست‌تر

به رسم بوش اندر آمد روش

بران بود چرخ روان را روش

بران است چرخ روان را روش

بران سو بود بندگان را روش

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید