برابر‌های واژه صواب به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

صواب

برابر‌های پارسی

نیک، شایسته، سزاوار، راست و درست، خوب، پسندیده

واژه «صواب» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «نیک، شایسته، سزاوار، راست و درست، خوب، پسندیده» می‌باشد.

به جای «صواب» بگوییم «نیک، شایسته، سزاوار، راست و درست، خوب، پسندیده»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
خوب
hū | hūp | xūp | xūb | xvap | hūīk | vēh | vēhīk | naxšak | nīk | nēvāk | nēvakēn | nēvakōk | frārōn
خوب (بخوبی)
xūpīhā
سزاوار
sačākvār | sazākvar | pasačak
شایسته
apāyastak | arzānīk | frārōn | niyāw | niyāp | niyāpak | pasačak | pasačāk | sazāk | sahīk | sačākvār | sačišnīk | šāyandak
نیک
nēv | nēvak | nīk
پسندیده
pasandišnīk
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
خوب
хуб
سزاوار
сазовор
شایسته
шоиста
نیک
нек
پسندیده
писандида

برابرها در شاهنامه

نیک

کزین سه رسد نیک و بد بی‌گمان

نداند بد و نیک فرجام کار

بد و نیک نزدیک او آشکار

نه برگردی از نیک پی همرهان

چه گونه سرآمد به نیک اختری

سزاوار

گرفتند هر یک سزاوار جای

سزاوار بگزید و بنمود راه

به ابلیس گفت این سزاوار نیست

که تخت مهی را سزاوار بود

که هستی سزاوار شاهنشهی

پسندیده

نبودش پسندیده بخش پدر

سرافراز گرد پسندیده را

پسندیده اندر همه کارکرد

چو دانا پسندد پسندیده گشت

جهانجوی گرد پسندیده را

شایسته

زبان چرب و شایستهٔ کار نغز

سه فرزند شایستهٔ تاج و گاه

یکی شاخ شایسته آمد به بر

کمین‌گاه را جای شایسته دید

که شایستهٔ جنگ شیران منم

خوب

به گفتار خوب و خرد کاربند

سخن گفتن خوب و طبع روان

مرا گفت خوب آمد این رای تو

سخن گفتن خوب و آوای نرم

برم خوب رخ را به البرز کوه

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید