برابر‌های واژه شباب به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

شباب

برابر‌های پارسی

جوان، برنایی، برنا

واژه «جوان، برنایی، برنا» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «جوان، برنایی، برنا» می‌باشد.

به جای «شباب» بگوییم «جوان، برنایی، برنا»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برنا
apurnāy | aparnāyīk | apurnāyīk | purnāy
برنایی
apurnāyīh
جوان
yuvān | ǰuvān | purnāy | rahīk | taranak | tarūk | tarūg | gōšn | gušn
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برنا
барно
برنایی
барноӣ
جوان
ҷавон
جوان
ҷувон
شباب
шабоб
شباب
шубоб

برابرها در شاهنامه

جوان

جوان بود و از گوهر پهلوان

که گیتی جوان گشت ازآن یکسره

جوان گوش گفتار او را سپرد

جوان نیکدل گشت فرمانش کرد

خورش ساخت از پشت گاو جوان

برنایی

به برنایی و تن‌درستی کند

تو برنایی و نوز نادیده کار

برنا

ز دانش دل پیر برنا بود

گواهی نوشتند برنا و پیر

به شهر اندرون هر که برنا بدند

بشد با تنی چند برنا و پیر

یکی جایگه دید برنا شکوه

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید