برابرهای واژه سن داشتن به پارسی
جستن واژهای دیگرسن داشتن
برابرهای پارسی
سال داشتن، زیستن، زندگی کردن
واژه «سن داشتن» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «سال داشتن، زیستن، زندگی کردن» میباشد.
به جای «سن داشتن» بگوییم «سال داشتن، زیستن، زندگی کردن»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
زیستن
ازین زیستن با هراس و گزند
مرا زیستن زین سپس بد بود
پسند آمدش زیستن برزوی
بپرسید دیگر که در زیستن
پرستنده را زیستن خوش بدی
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: کوکیدن