برابرهای واژه سماع به پارسی
جستن واژهای دیگرسماع
برابرهای پارسی
شنیدن، شنودن، سرود
واژه «سماع» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «شنیدن، شنودن، سرود» میباشد.
به جای «سماع» بگوییم «شنیدن، شنودن، سرود»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
شنودن
شنودن بود مرد را خرمی
سرود
همی گفت هر یک به نوبت سرود
برآورد مازندرانی سرود
به گوش زن جادو آمد سرود
به شهر اندر آوای رود و سرود
کنون رزم رستم بباید سرود
شنیدن
شنیدن نیرزید گفتارتان
بباید شنیدن بسی سرزنش
میان شنیدن همیشه تهیست
بباید شنیدن سخنهای راست
بدیدن کنون از شنیدن بهست
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: تکه، پاره