برابرهای واژه زحمت دادن به پارسی
← جستن واژهای دیگرزحمت دادن
برابرهای پارسی
رنج، آزار دادن، افسردن
واژه «رنج، آزار دادن، افسردن» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «رنج، آزار دادن، افسردن» میباشد.
به جای «زحمت دادن» بگوییم «رنج، آزار دادن، افسردن»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
افسردن
afsartan | apasārtan
رنج
ranǰ | anākīh | arg | āzār | āzarm | āzārišn | bēšm bēšišn | bēšītārīh | vēšišn | dart | gazand | vizand | rēš | sēž | pažm | pazd | pim | bār | vizāyīh | vizāyišn
رنج (رها شدن از رنج و آزار)
abēšt
رنج (تحمل کننده رنج)
ranj spōz
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
افسردن
афсурдан
رنج
ранҷ
برابرها در شاهنامه
رنج
برآورده بیرنج و بیروزگار
به رنج اندر آری تنت را رواست
که خود رنج بردن به دانش سزاست
نه آن رنج و تیمار بگزایدش
همین رنج را کس خریدار نیست
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید
بخشهای دیگر