برابر‌های واژه متمکن به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

متمکن

برابر‌های پارسی

توانمند، توانگر، توانا

واژه «متمکن» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «توانمند، توانگر، توانا» می‌باشد.

به جای «متمکن» بگوییم «توانمند، توانگر، توانا»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
توانا
tuwānāk | tuwānīk | patūk | pātiyāvand | pātaxšā | kartakār | kart kār | pātixšāy | ōǰōmand | ōžōmand | apazār | sēzdēn | šāyēn | dastwar | kāmkār | šāyēndak | andar tuwān
توانگر
tuwāngar
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
توانا
тавоно
توانگر
тавонгар

برابرها در شاهنامه

توانا

توانا بود هر که دانا بود

چو دانا توانا بد و دادگر

توانا بود آشکار و نهان

توانا و دانا و دارنده اوست

برزم دلیران توانا بود

توانگر

توانگر شد از داد و از ایمنی

سپه سر به سر زان توانگر شدند

توانگر بد و بومش آباد بود

همه لشکرت را توانگر کنم

کسی کو بدانش توانگر بود

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

واژهٔ بخت‌آورد

همصحبت

چم: همواژه

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید