برابرهای واژه متمکن به پارسی
← جستن واژهای دیگرمتمکن
برابرهای پارسی
توانمند، توانگر، توانا
واژه «توانمند، توانگر، توانا» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «توانمند، توانگر، توانا» میباشد.
به جای «متمکن» بگوییم «توانمند، توانگر، توانا»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
توانا
tuwānāk | tuwānīk | patūk | pātiyāvand | pātaxšā | kartakār | kart kār | pātixšāy | ōǰōmand | ōžōmand | apazār | sēzdēn | šāyēn | dastwar | kāmkār | šāyēndak | andar tuwān
توانگر
tuwāngar
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
توانا
тавоно
توانگر
тавонгар
برابرها در شاهنامه
توانگر
توانگر شد از داد و از ایمنی
سپه سر به سر زان توانگر شدند
توانگر بد و بومش آباد بود
همه لشکرت را توانگر کنم
کسی کو بدانش توانگر بود
توانا
توانا بود هر که دانا بود
چو دانا توانا بد و دادگر
توانا بود آشکار و نهان
توانا و دانا و دارنده اوست
برزم دلیران توانا بود
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید
بخشهای دیگر