برابرهای واژه بشقاب به پارسی
← جستن واژهای دیگربشقاب
برابرهای پارسی
پیشدَستی، دُوری
واژه «بشقاب» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «پیشدَستی، دُوری» میباشد.
به جای «بشقاب» بگوییم «پیشدَستی، دُوری»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
بشقاب
patiš-xvār | tašt
دوری (ظرف)
duwrak
دوری
dūrīh | vartišn | vaštārīh | vištārīh
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
دوری
даврӣ
دوری
дурӣ
برابرها در شاهنامه
پیشدستی
شما را بد این پیش دستی بجنگ
به کار اندرون پیش دستی کنید
همان تیز و پیش دستی مکن
بران بد که او پیشدستی کند
بپرسش یکی پیش دستی کنم
دوری
که دوری گزین از بد بدگمان
چو دوری گزیند ز کردار زشت
مگیرید دوری ز پیمان اوی
به نزدیکی اندر تو دوری ز من
دل شاه کز مهر دوری گرفت
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید
بخشهای دیگر