برابرهای واژه دراصل به پارسی
جستن واژهای دیگردراصل
برابرهای پارسی
از پایه، از بنیاد، از بن
واژه «دراصل» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «از پایه، از بنیاد، از بن» میباشد.
به جای «دراصل» بگوییم «از پایه، از بنیاد، از بن»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها در شاهنامه
از پایه
کرا بود از آن برتران پایه بیش
زمین گلشن از پایهٔ تخت تست
جز از پیلتن پایهٔ او نداشت
بشد پایه ها ناپدید از نثار
بدانش در از کمترین پایهام
از بن
برآمیخته باشد از بن ستم
چو از خواب بیدار شد سرو بن
ز کژی نه سر یابم از تو نه بن
چنان رو که او راند از بن سخن
که بخت از بدیها چه افگند بن
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: هَفتَک خوردن