برابرهای واژه حیث به پارسی
جستن واژهای دیگرحیث
برابرهای پارسی
هر کجا، جا، آنجا که
واژه «حیث» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «هر کجا، جا، آنجا که» میباشد.
به جای «حیث» بگوییم «هر کجا، جا، آنجا که»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
جا
وزین جا سوی زابلستان شود
سه بت روی با او به یک جا بدند
وزان جا کشیدن سوی زاوه کوه
برفتند هر دو به یک جا به هم
برآمد ز جا آن هیون گران
هر کجا
کجا بستد از هر کسی بیگناه
کجا داد در جنگ هر جای داد
گله هر کجا دید یکسر براند
بگویم ترا هر کجا بیژنست
به هر سو کجا بنهد آن شاه روی
آنجا که
هر آنجا که بد مهتری نامجوی
گر آنجا که هستی خوش و خرم است
از آنجا که بد دست ننهاد پیش
به مرزی که آنجا دژ بهمنست
چو نخجیر از آنجا که برداشتی
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: افروختن، روشن کردن