برابرهای واژه حرف زد به پارسی
جستن واژهای دیگرحرف زد
برابرهای پارسی
سخن راند، سخن گفت، گفت
واژه «حرف زد» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «سخن راند، سخن گفت، گفت» میباشد.
به جای «حرف زد» بگوییم «سخن راند، سخن گفت، گفت»
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
گفت
چه گفت آن خردمند مرد خرد
چه گفت آن خداوند تنزیل و وحی
علی را چنین گفت و دیگر همین
به دل گفت اگر با نبی و وصی
به شعر آرم این نامه را گفت من
سخن راند
سخن راند از تور و از سلم گفت
بران بر همی راند باید سخن
سخن راند از راه و رنج دراز
سخن راند با گیو و گفت و شنید
چنین راند پیش برادر سخن
سخن گفت
چه گفت آن سخنگوی آزاده مرد
چه گفت آن سخنگوی با فر و هوش
چنین گفت با من سخن در نهان
چنین گفت باما سخن رهنمای
به تور از میان سخن سلم گفت
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: دینگشته، راندهشده، از دین برگشته، گمراه