برابرهای واژه یک وقت به پارسی
جستن واژهای دیگریک وقت
برابرهای پارسی
یهزَمان، گَهی، گاهی
واژه «یک وقت» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «یهزَمان، گَهی، گاهی» میباشد.
به جای «یک وقت» بگوییم «یهزَمان، گَهی، گاهی»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
گهی
نشستن گهی ساخت شاه یمن
گهی شهد و نوش است و گاهی شرنگ
گهی زیر چنگال مرغ اندرون
گهی گرگ باید بدن گاه میش
گهی مغز یابی ازو گاه پوست
گاهی
که گاهی پناهست و گاهی گزند
گهی شهد و نوش است و گاهی شرنگ
فریدونت گاهی بیاراست نو
گهی چون کمانست و گاهی چو تیر
گهی سودمندی و گاهی گزند
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: (=عِین) توک، دیده، چشم؛ (=عَین) از حروف الفبای عربی