برابرهای واژه جغه به پارسی
جستن واژهای دیگرجغه
برابرهای پارسی
تاج، افسر
واژه «جغه» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «تاج، افسر» میباشد.
به جای «جغه» بگوییم «تاج، افسر»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
افسر
به سر برنهاد افسر تازیان
سر بانوان را چو افسر بدند
کجا مر ترا بر سر افسر بود
به سر بر ترا افسر و زیر گنج
سران را ز خون بر سر افسر نهاد
تاج
خداوند تاج و لوا و سریر
چو خورشید بر چرخ بنمود تاج
نهاد از بر تاج خورشید تخت
یکی تاج بر سر به جای کلاه
که این چرخ و ماهست یا تاج و گاه
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: شَوَندهنام