برابرهای واژه جرثومه به پارسی
جستن واژهای دیگرجرثومه
برابرهای پارسی
مایه، ریشه، بنمایه، بن
واژه «جرثومه» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «مایه، ریشه، بنمایه، بن» میباشد.
به جای «جرثومه» بگوییم «مایه، ریشه، بنمایه، بن»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
مایه
سر مایهٔ گوهران از نخست
چه مایه شب تیره بودم به پای
ره سود بنمود و خود مایه خورد
سر مایه کرد آهن آبگون
به خوبی چه مایه سخنها براند
بن
بدانی که دانش نیاید به بن
کرانه نه پیدا و بن ناپدید
یکی نامور نافه افکند بن
که راز تو با کس نگویم ز بن
یکی بند بد را نو افگند بن
ریشه
بگوهر همه ریشهها بافته
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: فَراخ