برابرهای واژه فتق به پارسی
← جستن واژهای دیگرفتق
برابرهای پارسی
گشاده، فراخ، شکافتن
واژه «گشاده، فراخ، شکافتن» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «گشاده، فراخ، شکافتن» میباشد.
به جای «فتق» بگوییم «گشاده، فراخ، شکافتن»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
شکافتن
drītan
فراخ
frāxv | fraxv
گشاده
višātak | višāt | ustīk | frāxv | sahmānak
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
شکافتن
шикофтан
فتق
фатқ
فراخ
фарох
برابرها در شاهنامه
گشاده
جوانی بیامد گشاده زبان
گشاده زبان و جوانیت هست
نخفته گشاده دل و بسته لب
گشاده زبان پیش ضحاک شد
گشاده شدش بر دل پاک راز
فراخ
سواری میان لاغر و بر فراخ
میان چون قلم سینه و بر فراخ
اگر من روم زین جهان فراخ
بگفت این و شد زین جهان فراخ
منوچهر شد زین جهان فراخ
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید
بخشهای دیگر