برابرهای واژه فتق به پارسی
جستن واژهای دیگرفتق
برابرهای پارسی
گشاده، فراخ، شکافتن
واژه «فتق» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «گشاده، فراخ، شکافتن» میباشد.
به جای «فتق» بگوییم «گشاده، فراخ، شکافتن»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
فراخ
سواری میان لاغر و بر فراخ
میان چون قلم سینه و بر فراخ
اگر من روم زین جهان فراخ
بگفت این و شد زین جهان فراخ
منوچهر شد زین جهان فراخ
گشاده
جوانی بیامد گشاده زبان
گشاده زبان و جوانیت هست
نخفته گشاده دل و بسته لب
گشاده زبان پیش ضحاک شد
گشاده شدش بر دل پاک راز
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: غارچهَراسی (Mycophobia)