برابر‌های واژه بیبی به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

بیبی

برابر‌های پارسی

دِلبَند، نازنین،‌ مهرْبان، گرامی، گرانمایه،‌ گران، دوست‌داشتنی، پرارزش، باارزش، ارجمند

واژه «دِلبَند، نازنین،‌ مهرْبان، گرامی، گرانمایه،‌ گران، دوست‌داشتنی، پرارزش، باارزش، ارجمند» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «دِلبَند، نازنین،‌ مهرْبان، گرامی، گرانمایه،‌ گران، دوست‌داشتنی، پرارزش، باارزش، ارجمند» می‌باشد.

به جای «بیبی» بگوییم «دِلبَند، نازنین،‌ مهرْبان، گرامی، گرانمایه،‌ گران، دوست‌داشتنی، پرارزش، باارزش، ارجمند»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
ارجمند
arjōmand | arzōmand | arzānik | āzarmik | garāmik
گرامی
garāmīk | grāmīk | franāft
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
ارجمند
арҷманд
بیبی
бибӣ
دلبند
дилбанд
نازنین
нозанин
پرارزش
пурарзиш
گرامی
гиромӣ
گرانمایه
гаронмоя

برابرها در شاهنامه

ارجمند

ازویی به هر دو سرای ارجمند

از آن نیکدل نامدار ارجمند

شوی خوار و ماند پدرت ارجمند

هنر خوار شد جادویی ارجمند

بیامیخت با مغز آن ارجمند

‌ گران

برآمد به سنگ گران سنگ خرد

به گردن برآورد گرز گران

برفتند جادو سپاهی گران

دگرشان به گرز گران کرد پست

یکی گرز فرمود باید گران

‌ مهربان

به شهرم یکی مهربان دوست بود

چنان بی‌زبان مهربان دایه را

برآن مهربان پاک فرخ پدر

چو از مادر مهربان شد جدا

که ای مهربان مهتر داد و راست

گرانمایه

گرانمایه را نام هوشنگ بود

بخواند آن گرانمایه هوشنگ را

گرانمایه طهمورث دیوبند

گرانمایه جمشید فرزند او

گرانمایه هم شاه و هم نیک مرد

گرامی

سه فرزندش آمد گرامی پدید

فرستاده‌ای گر گرامی رهی

کنون این گرامی دو گونه گهر

پسر خود گرامی بود شاه را

گرامی به دل بر چه ماده چه نر

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید