برابرهای واژه ردیف به پارسی
← جستن واژهای دیگرردیف
برابرهای پارسی
(=order) چینش؛ (=run) پِیآیی؛ (=row) رَج؛ (=tier) رَده؛ (=rank) دَهناد، پایَک؛ (=successtion) همرَدِگی؛ (=okay) خوب، درست، جور، آماده، هماهنگ؛ نَوامیغ (موسیقی)؛ بازبَهره (ادبیات)
واژه «(=order) چینش؛ (=run) پِیآیی؛ (=row) رَج؛ (=tier) رَده؛ (=rank) دَهناد، پایَک؛ (=successtion) همرَدِگی؛ (=okay) خوب، درست، جور، آماده، هماهنگ؛ نَوامیغ (موسیقی)؛ بازبَهره (ادبیات)» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «(=order) چینش؛ (=run) پِیآیی؛ (=row) رَج؛ (=tier) رَده؛ (=rank) دَهناد، پایَک؛ (=successtion) همرَدِگی؛ (=okay) خوب، درست، جور، آماده، هماهنگ؛ نَوامیغ (موسیقی)؛ بازبَهره (ادبیات)» میباشد.
به جای «ردیف» بگوییم «(=order) چینش؛ (=run) پِیآیی؛ (=row) رَج؛ (=tier) رَده؛ (=rank) دَهناد، پایَک؛ (=successtion) همرَدِگی؛ (=okay) خوب، درست، جور، آماده، هماهنگ؛ نَوامیغ (موسیقی)؛ بازبَهره (ادبیات)»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
آماده
سپهبد بهر چاره آماده دل
درست
از آغاز باید که دانی درست
به دو هفته گردد تمام و درست
ترا دانش و دین رهاند درست
درست این سخن قول پیغمبرست
پس آنگه سخن برگشایم درست
جور
همی جور و بیداد را در ببست
که از جور و بیدادی آمد فراز
وزو جور و بیداد بد بر زمین
که از جور ایشان جهان گشت سیر
ز جور فلک دست بر سر گرفت
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید