برابر‌های واژه بخیل به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

بخیل

برابر‌های پارسی

چشم‌تنگ، آزمَند، رَشک‌بَر، رَشک‌ورز، رَشک‌وند، زُفت، ژَکور، سیَه‌کاسه، نمک‌نشناس، نان‌کور

واژه «چشم‌تنگ، آزمَند، رَشک‌بَر، رَشک‌ورز، رَشک‌وند، زُفت، ژَکور، سیَه‌کاسه، نمک‌نشناس، نان‌کور» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «چشم‌تنگ، آزمَند، رَشک‌بَر، رَشک‌ورز، رَشک‌وند، زُفت، ژَکور، سیَه‌کاسه، نمک‌نشناس، نان‌کور» می‌باشد.

به جای «بخیل» بگوییم «چشم‌تنگ، آزمَند، رَشک‌بَر، رَشک‌ورز، رَشک‌وند، زُفت، ژَکور، سیَه‌کاسه، نمک‌نشناس، نان‌کور»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
آزمند
varanik
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
آزمند
озманд
بخیل
бахил
زفت
зафт
زفت
зифт
زفت
зуфт
ژکور
жагӯр
ژکور
жакур

برابرها در شاهنامه

زفت

چو با مردم زفت زفتی کنیم

به راهام بی‌بر جهودیست زفت

نباید که باشد جهانجوی زفت

دل زفت با خاک تیره‌ست جفت

که پنهان بگوی آنچ نرمست و زفت

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید