برابرهای واژه وصی به پارسی
جستن واژهای دیگروصی
برابرهای پارسی
نماینده، سرپرست، جانشی
واژه «وصی» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «نماینده، سرپرست، جانشی» میباشد.
به جای «وصی» بگوییم «نماینده، سرپرست، جانشی»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
نماینده
شگفتی نمایندهٔ نوبهنو
برآن موبدان نماینده راه
نمایندهٔ شب به روز سپید
گراینده گرز و نماینده تاج
نمایندهٔ رنج درویش را
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: دوری کردن، پرهیز کردن