برابرهای واژه منتسب به پارسی
جستن واژهای دیگرمنتسب
برابرهای پارسی
وابسته به، پیوسته به، بسته به
واژه «منتسب» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «وابسته به، پیوسته به، بسته به» میباشد.
به جای «منتسب» بگوییم «وابسته به، پیوسته به، بسته به»
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
پیوسته به
به هاماوران رای پیوسته شد
به ویژه که پیوستهٔ خون بود
ز پیوستهٔ خون به نزدیک اوی
وزان روی پیوسته شد ده به ده
به هرجای پیوسته شد آفرین
بسته به
به هم بستهٔ یکدگر راست راه
به کین پدر تنگ بسته میان
به مهر تو شد بسته دست بدی
بیامد به شبگیر بسته کمر
که من بسته دارم به فرمان کمر
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: تنگنا