برابرهای واژه معاف به پارسی
جستن واژهای دیگرمعاف
برابرهای پارسی
رهاشده، برکنار، بخشوده
واژه «معاف» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «رهاشده، برکنار، بخشوده» میباشد.
به جای «معاف» بگوییم «رهاشده، برکنار، بخشوده»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
برکنار
نهاد آن گرانمایه را برکنار
تو گفتی هوا داشت شان برکنار
وگر جنگ جویی منم برکنار
فرو ریخت از دیده خون برکنار
پر اندیشه و زیجها برکنار
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: مازار