برابرهای واژه مخلوع به پارسی
← جستن واژهای دیگرمخلوع
برابرهای پارسی
برکنده، برکنار، برافتاده
واژه «برکنده، برکنار، برافتاده» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «برکنده، برکنار، برافتاده» میباشد.
به جای «مخلوع» بگوییم «برکنده، برکنار، برافتاده»
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برکنار
барканор
برکنده
барканда
برابرها در شاهنامه
برکنار
نهاد آن گرانمایه را برکنار
تو گفتی هوا داشت شان برکنار
وگر جنگ جویی منم برکنار
فرو ریخت از دیده خون برکنار
پر اندیشه و زیجها برکنار
برکنده
کزان بیخ برکنده فرخ درخت
دل از تاخ وز تخت برکنده بود
چنین تا برکنده آمد فراز
چو بگذشت برکنده بر خوشنواز
دل از مهتری پاک برکندهام
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید
بخشهای دیگر