برابر‌های واژه مصور به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

مصور

برابر‌های پارسی

نگاره‌دار، نگارگر، چهریافت

واژه «مصور» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «نگاره‌دار، نگارگر، چهریافت» می‌باشد.

به جای «مصور» بگوییم «نگاره‌دار، نگارگر، چهریافت»

برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
مصور
мусаввар
مصور
мусаввир
نگارگر
нигоргар

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

واژهٔ بخت‌آورد

از وراء

چم: از لا به لای

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید