برابرهای واژه قدرتمند به پارسی
جستن واژهای دیگرقدرتمند
برابرهای پارسی
نیرومند، توانمند، توانا، پرتوان، پرزور، زورا، زورمند، تَهم، اَماوَند، اوزدار، سِتَهمَنده، یارادار
واژه «قدرتمند» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «نیرومند، توانمند، توانا، پرتوان، پرزور، زورا، زورمند، تَهم، اَماوَند، اوزدار، سِتَهمَنده، یارادار» میباشد.
به جای «قدرتمند» بگوییم «نیرومند، توانمند، توانا، پرتوان، پرزور، زورا، زورمند، تَهم، اَماوَند، اوزدار، سِتَهمَنده، یارادار»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
توانا
توانا بود هر که دانا بود
چو دانا توانا بد و دادگر
توانا بود آشکار و نهان
توانا و دانا و دارنده اوست
برزم دلیران توانا بود
تهم
کلاه تهم پهلوان بر سرش
که پیمود رخش تهم راه را
تهم رستم نیو با تیغ تیز
پسر تهم جاماسپ دستور شاه
جز اسفندیار تهم را نماند
زورمند
بیفشارد ران رستم زورمند
ز لشکر هر آن کس که بد زورمند
تنش زور دارد به صد زورمند
خرد داد و جان و تن زورمند
تنی زورمند و ببازو کمند
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: تَه